درباره شهدا
دسته بندی
محمد عزیز ،تو وقتی که برای دفاع از وطن و اسلام عزیز و همچنین برای پاسداری از چادر خاکی زهرا (ع) ،شهادت را بر تمام آرزوهای ریز و درشت و زیبایت در اوج جوانی مقدم داشتی من طفلی بیش نبودم اما الان که بزرگ شده ام و خود را هم عهد شما پذیرفته ام قول می دهم ...
چهارشنبه 11 اسفند 1395
مهدی جان امروز امنیت من نتیجه فداکاری توست شب تاسوعاست برایت همنشینی با فداکار دشت نینوا حضرت ابوالفضل عباس را دعا میکنم
چهارشنبه 28 مهر 1395
اگر برایت از دستم کاری ساخته است بمن بگو .می دانم خواسته بزرگیست ولی مرا شفاعت کن .هدایت کن ای کسی که هم نام برادر شهیدم هستی که دربهشت زهرا نیست
یک شنیه 28 شهریور 1395
غروب یک روز دلگیر زمستان بود خسته و ناامید از کار برمیگشتم که تو میدان بهارستان آقایی یک پلاک از شهید بهم داد و گفت اگر میخوای یادگاری نگه داشته باش دلم آروم شد و اونو روی کمد اداره ام چسبوندم با این متن شعر:
یک شنیه 28 شهریور 1395
کاش مثل سروها ایستاده میمردیم/کاش هیچ وقت نگفته بودبم خداحافظ رفیق/کاش هنوز هم ادرس اسمان را میتوانستیم از سکوت گره خورده اروند سراغ بگیریم/راستی هنوز هم میتوان از تو گفت و از تو خواند/منکه غبار گرفته روز مرده گیهایم گشته ام/باز هم کنار خواهم زد اسما...
یک شنیه 28 شهریور 1395
و من از عهده چگونه بر آیم عهد بستن را با تو تویی که جان دادی به عهد سخت است انتخاب بین رفتن و ماندن بین این همه دلبستگی های مدام دل کندن و عهد بستن سخت است سختی که از تو برآمد سختی که بایدم برآید ....
یک شنیه 28 شهریور 1395
با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم که شهیدان که اند این همه خونین کفنان
سه شنبه 23 شهریور 1395
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا
سه شنبه 23 شهریور 1395
می‌گذرد کاروان، بوی گل ارغوان قافله ‌سالار آن، سرو شهید جوان
سه شنبه 23 شهریور 1395
ای جهان دیده بود خویش از تو هیچ بودی نبوده پیش از تو در بدایت بدایت همه چیز در نهایت نهایت همه چیز
سه شنبه 23 شهریور 1395